یادداشت های یک مهاجر افغان |
|
|
نوشته شده در تاريخ یکشنبه هفتم تیر 1388 توسط علی بودا
|
پنج سال قبل را خوب به یاددارم . زمانی که انتخابات ریاست جمهوری افغانستان برگزار می شد . من هم جزء کسانی بودم که مسئول جمع اوری اراء بودند .
رای گیری به عهده سازمانی بین المللی موسوم به ای او ام IOM بود . چند روز قبل از رای گیری کلاس هایی به پا شد و به ما اموزش دادند که چه کاری باید انجام دهیم چه چیزی قانونی و چه چیزی غیر قانونی است . روز رای گیری همه سعی می کردیم وظایف مان را انطوری که اموزش دیده بودیم به خوبی انجام دهیم . البته راسا و ناظرین کاندیدا ها هم حضور داشتند و سخت مواظب بودند که تقلبی صورت نگیرد . روی برگه رای اسامی و همچنین تصاویر کاندیداها وجود داشت . افراد بی سواد هم میان رای دهنده ها کم نبودند گاهی برخی از انها حتی نمیدانستند به چه کسی باید رای دهند و از ما می پرسیدند که نظر ما چیست اما هیچ کدام از ما حق راهنمایی انها را نداشتیم و این کار را نمی کردیم بلکه میگفتیم به هر کسی که مایلی رای بده و حتی نمیتوانستیم انگشت روی برگه رای بگذاریم مبادا در ذهن رای دهند این طور القا شود که منظورمان فلان کاندیداست . صندوق های رای هم از جنس پلاستیکی بودند و شفاف میشد درون انها را دید که از ابتدا خالی بودند . در پایان روز ما از دو چیز رضایت کامل داشتیم اول اینکه کارمان را درست انجام داده بودیم و نیز ان روز شور و شعف مردمی را میدیدم که شاید در طول زندگی شان کسی انها را به حساب نیاورده بود تا چه رسد به اینکه نظر انها را پرسیده باشد راجع به حاکم و حکومت . هموطن هایم ان روز احساس رضایتی داشتند که دیدنی بود . ما هم انها را احترام وتکریم میکردیم و با لبخند بدرقه شان ، حالتی که انها کمتر میتوانند در یک سازمان درایران ببینند . درایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار شده گفته میشود ناظرین برخی از کاندیداها را به شعب اخذ رای راه نداده اند . معلوم نبوده درون صندوق ها از ابتدا خالی بوده یا نه . در برخی مکان ها رای ها از تعداد رای دهنده ها زیادتر بوده . من فکر میکنم حتی اگر یکی از این مطالب هم درست باشد باید فکری اساسی در مورد ان رای گیری انجام داد . .
|
|